۹ دانشجو در بازداشت
ادوارنیوز: به دنبال بازداشت سعيد ايزدبخش دانشجوي رشته روانشناسي دانشگاه علامه که شب گذشته از مقابل خوابگاه این دانشگاه توسط نیروهای ناشناس ربوده شد، صبح امروز مازيار سميعي از دانشكده اقتصاد و سعيد فيضاللهزاده از دانشكده ادبيات مقابل دانشكده حقوق و علوم سياسي بازداشت شدند. هر سه دانشجوی بازداشت شده از فعالان انجمن اسلامی دانشگاه علامه هستند.
دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند و بدین شکل با بازداشت 3 دانشجوی دانشگاه علامه مجموع دانشجویان بازداشتی در روزهای اخیر به 9 نفر رسیده است.
1- رفیق آشنا آقای کیوان امیری الیاسی مصاحبه ای با رادیو برابری داشته اند که بسیار شنیدنی و جالب توجه است. از آنجا که ممکن است حجم زیاد مصاحبه و سرعت کند اینترنت های ارتجاعی دانلود کل این مصاحبه و شنیدن آن را برایتان سخت و آزاردهنده باشد، جالب ترین و شنیدنی ترین قسمت این مصاحبه را جدا کرده ام که می توانید دانلود کنید.
رفیق شفیق ما در این بخش از گفته هایشان تاکید می کنند که"تجربه نشون میده" و "سابقا هم تجربه شده" و "این تجربه هم به تجارب قبلی اضافه بشه".
از افتخارات ماست که در صفوف فشرده جنبش پس از 18 تیر چنین رفیق با "تجربه ای" را در کنار خود داریم.
2- رفیق امیری ما در این مصاحبه نیروهای موجود در دانشگاه را به سه دسته تقسیم می کند: بسیج دانشجویی ("ارگان شبه نظامی حکومت در داخل دانشگاه")، انجمن اسلامی ("نزدیک به طیف اصلاح طلب های دو خردادی") و از سال 83 به اینطرف هم دانشجویان "مستقل" و چپ شروع به فعالیت کردند.
لازم است که تاسف خودم را از توقیف نشریه آفتابکاران اعلام کنم. واقعا متاسفم(نه مثل رفقای چند روز پیش آقای الیاسی که امروز از توقیف آفتابکاران بشکن می زنند).
دوم اینکه آقای الیاسی با سابقه طولانی خود در انجمن خیلی بهتر از من می دانند که مواضع این تشکل دانشجویی در واقع برایند مواضع و تفکرات فعالین این تشکل است. کسی برای آن مشی سیاسی تعیین نکرده، ورود همه(غیر از کسانی که در تشکل های نظامی و شبه نظامی عضو اند؛ از خمر های سرخ تا بسیج دانشجویی) به آن آزاد است و اتفاقا توصیه و تشویق هم می شود.
آقای الیاسی تاکید فراوان بر "مستقل" بودن جریان سوم در دانشگاه شریف دارد. نشریه "مستقل" و دانشجویان "مستقل" بارها در این مصاحبه تکرار می شود. بسیار خوب. من پیش از این از اهمیت فراوان این استقلال برای رفقا اطلاع نداشتم و به همین علت بر حضور بیشتر و فعالتر آنان(به جای کنار نشستن و انتظار داشتن نسبت اینکه میهمانان برنامه ها چه کسانی باشند!) را بارها خواستار شدم. اما ظاهرا استقلالی که ایشان و دیگر رفقا خواستار آن هستند ارزش اش از کار در انجمن دو خردادی خیلی بیشتر است. به همین جهت شاید لازم باشد بعد از این، وقت ثبت نام کاندیداهای انتخابات شورای مرکزی با التماس و خواهش هم که شده این عزیزان را از کاندیدا شدن منصرف کرد. انتخابات امسال که گذشت اما لطفا از سال بعد این رفقا احتیاط بیشتری در صیانت از استقلالشان به خرج بدهند. یک وقت دیدی «شانس» و «قطبی شدن فضای دانشگاه ها» زد و این رفقا توانستند درانتخابات شورای مرکزی رای بیاورند و استقلالشان از کف رفت.
برای شنیدن بقیه فرمایشات ایشان می توانید از اینجا مصاحبه را دانلود کنید.
3- این طرح امنیت اجتماعی دیگر حال آدم را به هم می زند. شلیک نیروی انتظامی به دو جوان تبریزی، انسانهای له شده بازیچه دست اوباشان سیاهپوش، صورت غرق به خون دختری در میدان هفت تیر...
4- شنیدم که "گفتگو با تاریخ"، مصاحبه هایی با زنده یاد نورالدین کیانوری، دوباره منتشر شده. این کتاب پیش از این در سال 76 توسط نشر نگرش منتشر شده بود که ظاهرا در چاپ جدید قسمت هایی که در چاپ قبلی نبوده اند اضافه شده. خلاصه اینکه ناشر روی جلد زده:"متن کامل". دیروز رفتم حوالی میدان انقلاب برای خرید این کتاب و چند کتاب دیگر. ظاهرا هنوز توزیع نشده است و نتوانستم گیر بیاورم. خلاصه اینکه کتابهای دیگری گرفتم از جمله جلد نهم نیمه پنهان از انتشارات کیهان، با عنوان بازرگان، مردی که از نو باید شناخت. خیلی جالب است که در عکسهای کتاب دو عکس دیدار بازرگان از تحریریه روزنامه کیهان در سال 58 هست که در هر دو عکس دو چهره شطرنجی شده اند. کنجکاوی ام عود کرده و می خواهم بدانم که این دو نفر چه کسانی هستند که حضورشان در روزنامه کیهان در آن زمان باید مخفی شود. اعترافات یک جنایتکار اقتصادی اثر جان پرکینز (نشر اختران) را گرفتم. خیلی تعریف اش را شنیدم و کتاب کودتای اوت؛ حقایق و درسها از گورباچف. در همان صفحات ابتدایی کتاب، هنگامی که گورباچف با آب و تاب از شیرینکاری هایش تعریف می کند می خوانیم:
«ما، چه در داخل و چه در کل جهان، قاطعانه مخالف حل و فصل مسائل و مشکلات از طریق توسل به زور هستیم. ما تلاش کردیم تا هر نوع اقدامی برای یک کودتای ارتجاعی را دفع کنیم.
«جیمز بیکر» وزیر خارجه آمریکا در دیدار 11 سپتامبر، به من گفت:«آقای رییس جمهور، طی چند روز اخیر، جورج بوش و من، زیاد درباره سیاستهای شما به تفکر پرداختیم و پس از آن مسیر مانور و سازش شما را درک کردیم. شما می خواستید با کسب فرصت، مانع خرابکاری نیروهای محافظه کار در سیاستهای اصلاح طلبانه شوید.»
بله، این واقعا همان چیزی است که بود.»
جالب است که این کتاب ناشر ندارد! در ابتدای آن نوشته شده:«کتاب حاضر تحت عناوین... توسط مترجمین مختلف ترجمه و توسط ناشرین مختلف در سالهای متفاوت منتشر شده است»! من که همچین چیزی در این سالها ندیده بودم و ...
5- انتشار دوباره روزنامه های شرق و هم میهن مایه خوشحالی است. فعلا که وقت نکرده ام هیچکدام را بخوانم. فقط عکسهای تمام قد صفحه اول هم میهن همیشه چند لحظه ای توجه ام را جلب می کند. بعضی روزها هم نگاهی به کرگدن نامه شرق می اندازم. متاسفانه میرفتاح روشن ضمیر را به دیار باقی فرستاده و جای پیرمورد بیچاره خودش بیشتر وراجی می کند.
6- اظهار نظر بی ربط هم امروز نداریم. همه چیز مربوط است و چیز های بی ربط هم بعید می دانم که حالا حالا ها ربطی پیدا کنند. بگذار این روزها بگذرد. یک شعر بی ربط هم می خواستم بنویسم که نمی نویسم. قوقولی قوقوی بی ربط هم دیگر ربطی به من ندارد. نمی خواهم که داشته باشد. همینطوری بهتر است. صبر هم بد چیزی نیست گاهی وقتها.

درست است که آنانی که جسته و گریخته تحلیل های اومانیته و دیگر روزنامه های چپ را می خواندند از انتخاب سارکوزی خیلی هم متعجب نشده اند، درست است که همایش داووس و نشست صندوق بین المللی پول ساز و برگ این فتح را مهیا کرده اند، درست است که تلاش های ماری ژرژ بوفه برای ایجاد یک قطب نیرومند چپ با سبک مغزی عده ای و با مکر عده ای دیگر به بار ننشست، درست است که فرانسه را و رای منفی اش را به قانون اساسیِ راست اروپا فراموش نمی کنیم، درست است که خشم خیابان هایش را برای لغو قانون استثمار جوانان فراموش نمی کنیم و درست است که این فرانسه، همان فرانسه است اما در هر حال می دانیم که:








-يعقوب يادعلي نويسنده و داستان سراي نام آشناي ايران چهل روز است که در زندان مرکزي ياسوج به سر مي برد. اين خبر که پنجشنبه گذشته در اختيار اهالي رسانه ها و مطبوعات قرار گرفت در محافل ادبي بازتاب هاي فراواني داشته است. يادعلي در روز 24 اسفندماه سال گذشته با قرار بازداشت موقت به مدت دو ماه به زندان عمومي شهر ياسوج منتقل شده است و تاکنون با وجود تلاش هاي بي وقفه وکيل اش- صالح نيکبخت- و همسرش- اکرم کبيري- تغييري در وضعيت او به وجود نيامده است. يادعلي به اتهام «توهين، افترا و نشر اکاذيب» به واسطه دو کتابش يعني رمان «آداب بي قراري» (1383) و «حالت ها در حياط» (1376) بازداشت شده است. همسر يادعلي در گفت وگو با ايسنا اعلام کرد؛ «چندين بار درخواست وثيقه داديم که موافقت نشد، به دلايلي که مي خواستيم اين موضوع بي سروصدا تمام شود و مشکلي پيش نيايد، مساله را رسانه يي نکرديم و حتي خواستيم با قرار وثيقه در ايام عيد آزاد شود و پرونده را به تهران و استان هاي هم جوار منتقل کنيم، که نشد.»


