پدرم پیام تبریکی برای سال نو نوشته اند که خواستند اینجا منتشر کنم.
برای تبریک سال نو
بهار همیشه مترادف بوده است با مهر، نوزایی، پویایی، خیر و برکت و صلح. چه خوب بود اگر می توانستم در اولین روز سال 1386 با خیالی آسوده همه این ها را برایتان آرزو کنم، اما چه می شود کرد که امسال بیش از هر زمان دیگر نوزایی طبیعت و آغاز سال نو همانگونه که امید به ارمغان می آورد، آبستن بیم و هراسهای خویش است.
رفقا، دوستان، هم اندیشان!
ناراحتم از اینکه دغدغه های حوادث روزهای آینده به من اجازه نمی دهد تا فرارسیدن سال نو را با خیالی آسوده خدمتتان شادباش بگویم. ناراحتم از اینکه نگاهی گذران به واقعیتهای امروز کشورمان موجب می شود بیمی که در دل دارم بر امید بچربد.
سال 86 سالی است که باید کمربند ها را محکم تر ببندیم و با چشمان باز، هوشیار و با احساس مسولیتی درخور این بزنگاه تاریخی به آن بنگریم.
در سالی که پیش رو داریم کشورمان با مشکلات عدیده دست به گریبان است؛ مشکلاتی چون تحریم ایران توسط دنیای غرب به سرکردگی امپریالیست ها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوان، شتاب گرفتن روند خصوصی سازی که در واقع ناقض اصل 44 قانون اساسی و لگد مال نمودن ثمره مبارزات توده های زحمتکش کشورمان در انقلاب 57 می باشد، فقر فزاینده در گستره عظیمی از لایه های اجتماعی، سرکوب پیاپی و خشن جنبش های صنفی و اجتماعی و از همه مهمتر مخاطرات سیاست میلیتاریستی و به تبع آن افزایش خطر وقوع یک جنگ خانمانسوز.
در برابر این مشکلات و تهدیدات ما چه کرده ایم و چه خواهیم کرد؟
آیا سرخورده از سلسله شکست های جنبش در این سالها، وا می دهیم و به دامن امپریالیسم در می غلطیم؟ آیا طرح و نقشه برنامه ریزانی که می خواهند سناریوی افغانستان و عراق را با بازیگران جدید در صحنه ی ایران اجرا کنند نادیده می گیریم، چهره "چپ" خود را حفظ می کنیم اما ته دلمان تحریم ها و حمله نظامی را "یکسره کننده" استبداد و فقر می دانیم؟
آیا سیاستمان را بر عصبیت هایمان بنیان می ریزیم، حسابمان را از حساب خلقمان جدا می کنیم و اشتباهاتمان را به نام اندیشه علمی ترویج می کنیم؟
آیا درک و آگاهی مردم را دست کم می گیریم و همه مشکلات و فجایع را به "نادانی" و "ناآگاهی" این توده های شکل نیافته نسبت می دهیم و با ژست روشنگرانه چشم به روی خیزش دموکراتیک و عدالت خواهانه ای که امروز در بطن جامعه ایران در جریان است می بندیم؟
آیا توان آنرا داریم که میزان پتانسیل انقلابی و مبارزاتی بالقوه و بالفعل گروه های اجتماعی را در ایران امروز به درستی بسنجیم و سیاستمان را بر اساس این سنجش پایه ریزی کنیم؟
آیا می توانیم با تحلیل درست شرایط موجود و با دفاع از مصالح ملی و انترناسیونالیستی زحمتکشان از غلطیدن در باتلاق چپ روی و راست روی دوری کنیم؟
آیا می توانیم عمق توطئه ها را از میان جملات شیک رسانه های ضد ملی و ضد کارگری داخلی و خارجی بشناسیم و آیا توان مقابله با آن را داریم؟
سال 86 سال آزمون همه کسانی است که مدعی روشنگری و پیشاهنگی اند. بیم آن دارم که همه توانمان را در دفاع از صلح، آزادی و عدالت به کار نبندیم ولی امید است که چندین دهه تجربه در کوله بارمان یاری مان کند.
سرچشمه همه امیدهایمان همراه بودن با زحمتکشان است. شادباش های رفیقانه ی مرا به مناسبت آغاز این آزمون دشوار بپذیرید.
سال نو سلام- شعر از داروک
باز
این زمین تندگام
برف را ز روی گرده می تکاند و به صد زبان
آفتاب را
می دهد سلام
باز باد خوش خبر
بهار شکفته می دهد پیام
می دود میان لاله ها غزل سرا
جامهایشان
می زند به جام
باز ابر باردار
خیمه می زند به روی بام
باز بر شگون مجلس بهار
بید می پرکند به رقص صوفیانه اش
گیسوان سبزفام
باز نبض جویبار نقره می زند به توده علف
با گذار آبهای رام
روز می رسد
روز دیگری که از نوی گرفته نام
خاسته ز جا
مردمی به راه مردمی نهاده پا
در سرود
در صلا
سال نو سلام
سال نو سلام
سال خوبی برای همه شما عزیزان آرزو می کنم



*** از دستگیری معلمان اطلاعی نداشته و آن را تکذیب می کنم