تبليغاتX
قوقولی قوقو

قوقولی قوقو

زبان آنکه با درد کسان پیوند دارد باد گویا!

حماسه بزرگ عشق

به متاسبت تیر باران خسرو گلسرخی در سحرگاه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۵۲ بدست رژیم شاه

 

عاطفه گرگین

 

 

ساعت سه نیمه شب است برف دارد می بارد سکوت و زیبائی همراه دانه های درشت برف یک رویای انسانی را در دلم بیدار می کند رادیو دارد قطعه ای از شوپن پخش می کند و من شبی را می گذرانم با سری بزرگ تر از شب های دیگر، سرم به کوهی می ماند، احساس می کنم باید چیزی بنویسم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 20:29  توسط   | 

کاش هر روز مثل امروز شاهد نوشته های خواندنی و ارزشمند در سایتها باشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 23:42  توسط   | 

دیباچه

 

می خواهم،

در زیر آسمان نشابور،

چندان بلند و پاک

               بخوانم که هیچ­گاه،

این خیلِ سیلوارِ مگس ها،

                               نتوانند،

روی صدای من بنشینند.

 

می خواهم،

در مزرعِ ستاره زنم شخم

 و بذر های صاعقه را یک یک

با دست های خویش بپاشم.

 

وقتی حضورِ خود را دریافتم

دیدم تمام جادّه ها، از من ،

آغاز می شود.

 

ای حاضرانِ غایب از خود!

 ای شاهدانِ حادثه از دور!

من عهدکرده ام،

                    حتی اگرچه یک شب

رُم را

      پس از نِرون

                    به تماشا َرَوم- نِرون،

دیوانه ای که می خواهد

زنجیر را به گردنِ تندَر درافکند.

 

محمد رضا شفیعی کدکنی، (از مجموعه­ی «بوی جوی مولیان»، تهران، 1356 )

 

 

قرار است چهارشنبه هفته آینده دکتر شفیعی کدکنی را ببینیم و به همین خاطر بی تابم. خیلی وقت است که انتظار کشیده ام برای این دیدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 14:33  توسط   | 

تسویه حساب تئوریک با "کودکی چپ"- بخش دوم

 

سوسیالیسم خلقی و سوسیالیسم کارگری

 

« پیروزی بر دشمنی نیرومندتر از خود فقط در صورتی ممکن است که به منتهی درجه نیرو به کار برده  شود و از هر «شکافی» در بین دشمنان هر قدر هم که کوچک باشد و از هرگونه تضاد منافع بین بورژوازی کشورهای مختلف و بین گروه ها و انواع مختلف بورژوازی در داخل هر یک از کشورها و نیز از هر امکانی هرقدر هم که کوچک باشد برای به دست آوردن متفق توده ای، حتی متفق موقت، مردد، ناپایدار، غیر قابل اعتماد و مشروط حتما و با نهایت دقت و مواظبت و احتیاط ماهرانه استفاده شود. کسی که این مطلب را نفهمیده باشد هیچ چیز از مارکسیسم و بطور کلی از سوسیالیسم علمی معاصر نفهمیده است»

لنین، بیماری کودکی «چپ روی» در کمونیسم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 2:3  توسط   | 

 اشتباهات رایج: یکی از رفقای گرامی تذکر دادند که « تسویه حساب» درست است نه «تصفیه حساب»! حرف حق جواب ندارد و اصلاحش کردم.

تسویه حساب تئوریک با "کودکی چپ"- بخش اول

سوسیالیسم و ناسیونالیسم

«خورده بوروژوا که از بدختی های دهشتناک سرمایه داری «دچار جنون شده»؛ پدیده ای است اجتماعی که ، همانند آنارشیسم، ذاتی همه کشورهای سرمایه داری است، نا استواری این انقلابی گری، بی ثمری آن، خاصیت اینکه سریعا به تمکین و بی حالی و پنداربافی تبدیل گردد و حتی نسبت به جریان های بوروژوایی «مد روز» شیفتگی «بیقرار» پیدا کند؛ همه اینها مطالبی است که همگان از آن باخبرند».

لنین، بیماری کودکی چپ روی در کمونیسم

 

رفیق گرامی آقای فواد شمس مطلب مطولی در وبلاگشان منتشر کرده اند با عنوان« ناسیونالیسم یا سوسیالیسم؟ یک انتخاب سیاسی ساده!» . مدتها بود که می خواستم پیرامون چند مساله اساسی و حاد امروز جنبش چپ مطالبی بنویسم که این نوشته آقای شمس بهانه ای مناسب شد برای آغاز سخن. البته که در این روزها نوشته های متعددی بوده اند که می توانستند جرقه ای برای افروختن وارسی های تئوریک باشند. دلیل انتخاب نوشته آقای شمس در این نبوده که نوشته ایشان نمونه ای عالی و متکامل از آنچه که به عقیده­ی من "کودکی چپ" است می باشد. بل به این دلیل بوده که نوشته «گذرا» ی ایشان که به قول خودشان « سرخط وار نکات پراکنده ناکاملی» را پیرامون بحث ناسیونالیسم مطرح کرده است، با بیانی عامیانه و سرراست(بی هیچ پالان زربافت)، به نحو عجیبی کلکسیونی است از انحرافات کودکانه­ی چپ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 22:57  توسط   |