دیشب گفتم:" یه شعر می خونم، حدس بزن از کیه"
و خواندم:
" لباسی را که در نخستین دیدارمان به تن داشتی بپوش
خود را زیبا کن
بر موهایت اطلسی بزن
آن را که در نامه فرستاده بودم
و پیشانی باز و سفید و بوسه خواهت را بلند کن
امروز، نه ملال نه اندوه
امروز، محبوب ناظم حکمت باید که زیبا باشد
چونان پرچم انقلاب."
خندیدیم. لبخند به لبمان نشست میان اشکها.
" هنگام که گریه می دهد ساز"
و ما میان اشکها تدارک بوسه آخرین را می بینیم و زمان می گذرد.
زمان می گذرد.


بوش و معاونانش تحت فشاروزارت دفاع آمریکا ناگزیر شدند از "طرح حمله اتمی به ایران" صرفنظر کنند و " در عوض نیروی هوایی آمریکا پیشنهاد کرده است نطنز را هدف حملات سریع و متعدد بمب های عظیم سنگر کوب قرار دهد". 



